تبليغاتX
نسیم وصل
 

 


 

 


 

بنا به سنت هر ساله و در آستانه لیالی قدر برای این چهار نفر می نویسم - شاید در اوضاع و احوال شلوغ این روزها و در بین هیاهوی های هیچ و پوچ ـ یادمانی باشد برای این فراموش شدگان

يَا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْئَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ (یوسف- 87)
ای پسرانم! برويد و از يوسف وبرادرش جستجو كنيد و از رحمت خدا مايوس نشويد كه تنها گروه كافران، از رحمت خدا مأيوس مى‏شوند!

خرداد ماه سال  1361 ، بيروت‌ مظلومانه‌ در زير گام هاي‌صهيونيسم‌، شاهد واقعه‌اي‌ بس‌ تلخ‌ بود.

بدن ‌ظريف‌ كودكان‌ لبناني‌ را، زير شني‌هاي‌تانك‌ له‌ ساختند، پدران‌ را تيرباران‌كردند و مادران‌ را آواره‌ كوه‌ وبيابان‌.

زماني‌ بود كه‌ خبرفتح‌خرمشهر، ماهواره‌، گيرنده‌ها وفرستنده‌هاي‌ خبري‌ استكبار را شوكه‌ كرده‌ و ازكار انداخته‌ بود؛ سعي‌داشتند سكوت‌كنند، همان‌گونه‌ كه‌ يك‌ماه‌ تمام‌ درطي‌ عمليات‌ الي‌بيت‌المقدس ‌خفقان‌گرفته‌ بودند

قدس‌، اولين‌قبله‌ مسلمانان‌، بهترين‌نقطه‌فشار بود. مردم‌ مسلمان‌لبنان‌ كه‌ از پيروزي‌ جمهوري‌اسلامي‌ در فتح‌خرمشهر شادمان‌ بودند، قرباني‌ اين‌توطئه‌ شدند.

صهيونيسم‌جهاني‌ همه‌ نيروهايش‌ را به‌سوي‌ لبنان‌ گسيل‌كرد. وجب‌ به‌وجب‌ خاك‌لبنان‌، ازجنوب‌ تا بيروت‌، از اقليم‌التفاح‌ تا ضاحيه‌بيروت‌، از جبل‌عامل‌ تا قلب‌بيروت‌، ازخون‌ مظلومان‌ سرخ‌شد. دشمن‌صهيونيستي‌ با اين‌ تهاجم‌ قصد آن‌ داشت‌ تا هم‌ خبر پيروزي‌ رزمندگان‌‌اسلام‌ و شكست‌ وسيع‌ بعث‌عراق را تحت‌الشعاع قراردهد، هم به اهداف نظامي خويش دست‌يابد.

براي‌ راه‌يابي‌ چگونگي‌ مقابله‌ با اين‌ توطئه‌ استكبارجهاني‌، گروهي‌ ازايران‌ عازم‌‌لبنان‌ شدند. دراثناي‌ اين‌ سفربود كه‌ هيئت‌ چهارنفره‌ ديپلماتيك‌ ايران‌ در روزچهاردهم‌ تيرماه‌ سال‌ 61 که اتفاقاْ مصادف با ماه مبارک رمضان بود عازم‌ بيروت‌ شدند تا با تهيه‌ گزارش‌ كاملي‌ از اوضاع‌ اين‌ شهر اشغال‌‌شده‌، عازم‌ايران‌ شوند. متاسفانه‌ در آن‌ روز، مزدوران‌ فالانژ اسرائيل‌ مسير آنان‌ را سدكرده‌ و با وجود مصونيت‌سياسي ‌ديپلمات‌هاي‌‌ايراني‌، آنان‌ را به‌‌اسارت‌ درآوردند‌. اسارتي كه تاكنون باگذشت 27 سال ازآن فاجعه، هيچ‌خبري از آنان نشده‌است.

خانواده‌هاي‌ اين‌ چهارگروگان ‌مظلوم‌ايراني‌، بیست و هفت سال است است‌ كه‌ چشم‌ به‌راه ‌آزادي‌ عزيزان‌خويشند.

از اين‌ميان‌، پدر ومادر كاظم‌ اخوان‌ خبرنگار وعكاس‌ ربوده‌شده‌، آرزوي‌ ديدارفرزندشان‌ را باخود به‌ سينه‌سردخاك‌ بردند.

فرزندخردسال‌ آقاي‌ سيدمحسن‌ موسوي‌، سید رائد اکنون جواني‌برومند است‌ كه‌ معصومانه ‌بیست و هفتمین ‌سال‌ فقدان‌ سايه‌پرمهر پدر را برسرش‌ تجربه‌مي‌كند.

خانواده تقي‌ رستگارمقدم‌ ‌نيز، سال‌هاست‌ به‌سان‌ شمع‌ درفراق‌ فرزند اسيرشان‌، بي‌صدا و صبور، مي‌سوزند و آب‌مي‌شوند.
و بالاخره‌... درخانه‌اي‌ كوچك‌ وقديمي‌، در محله مولوي‌ تهران‌، مادرسالخورده‌ و رنج‌كشيده‌ علمدار رشيد فتح‌خرمشهر، حاج‌احمد متوسليان‌، دردمندانه‌ چشم‌به‌راه‌ دريافت‌خبري‌ از يوسف‌گم‌گشته‌ خويش‌است‌.

 و همچنان روزها می گذرد روزهای بی خبری – روزهای غربت و روزهای چشم انتظاری و به امید آمدنشان در این شبهای استجابت دعا برای آنان دعا خواهیم کرد و از خداوند متعال می خواهیم ۴ یوسف ایرانی ما را از چنگال گرگ صفتان صهیونیسم رهایی بخشد.

برای این چهار نفر دعا کنید(1)

+ نوشته شده توسط سید جواد در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 و ساعت 2:43 |

پیوندها