سلام بر آنکه پیمانش شکسته شد. اگر زمانه مرا به تأخیر انداخت و مقدرات الهی مرا از یاری تو بازمی داشت و...(در عوض)صبح و شام بر تو گریه می کنم و بجای اشک برای تو خون گریه می کنم.
بر کسی که حرمتش شکسته شد.
سلام بر کسی که خونش ستمکارانه ریخته شد.
سلام بر کسی که با خون جراحتهایش غسل داده شد.
سلام بر آنکس که جرعه نوش جام نیزهها گردید.
سلام بر آن مظلومی که خونش مباح شمرده شد.
سلام بر آنکه سرش را از قفا بریدند.
سلام بر آنکه شاهرگش را بریدند.
سلام بر آنکه در حمایت از دین بییاور ماند.
سلام بر آن محاسن به خون سر خضاب شده.
سلام بر آن گونه خاک آلود.
سلام بر آن بدنی که لباسش به غنیمت برده شد.
بر آن دندان که با چوب خیزران بر آن نواخته شد.
بر آن سر بالا رفته بر نیزه.
سلام بر آن پیکرهای عریان مانده در صحراها که گرگهای تجاوزگر تکهپارهشان میکردند و وحشیان درندهخو بر گرداگردشان در رفت و آمد بودند.
آن چنان که فرشتگان آسمان از صبر و شکیبایی تو به شگفت آمدند پس دشمنان از همه طرف به تو هجوم آوردند و تورا به سبب زخم و جراحتها ناتوان ساختند و راهِ رفتن را بر تو بستند، با آنکه هیچ باوری برایت نماند ولی تو حسابگر و صبور بودی از زنان و فرزندانت دفاع و حمایت می نمودی تا آنکه تو را از اسب سرنگون نمودند پس با بدن مجروح به زمین...
سلام بر آن محاسن به خون خضاب شده، سلام بر آن گونه خاک آلوده، سلام بر آن بدن برهنه، سلام بر آن دندان چوب خورده.
اسبِ سواریت با حال نفرت شتافت شیهه کنان و گریان به جانب خیمه ها رو نمود پس چون بانوان حرم اسب تیز پای تو را زبون بدیدند و زین تو را بر او واژگون یافتند از پس پرده ها خارج شدند در حالی که گیسوان بر گونه پراکنده نمودند بر صورت خود می زدند و نقاب از چهره ها افکندند و به صدای بلند شیون می زدند...
+ نوشته شده توسط سید جواد در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 13:43 |


