سلام بر تو ای مولای تنها سلام بر تو که تنهاترینی تنهای تنها و غریب صدایت بلند و رساست که می گویی: آیا کسی هست مرا یاری کند؟ ندای هل من ناصرت بگوش میرسد اما کسی نیست که لبیک به تو گوید و غریبانه منتظری در انتظار 313 یار با وفا 313 نفر از تبار بلال و سلمان , عمار و ابوذر، مقداد و مالک 313 نفر از تبار یاران آزاده حسین(ع) و چه غریبانه است در این روزگار که تنها به انتظار 313 یار نشسته ای مولا جان برای غربت علی(ع) می گرییم، چرا که مردم زمانه این مرد نازنین را خانه نشین کردند و استخوان به گلو و خار در چشمش گذاردند جماعتی که تخم نفاق در آنان رخنه کرده بود. برای حسن (ع) اشک می ریزیم چرا که او را غریب مدینه می دانیم اگر به شمار انگشتان دست او را یار بود در مقابل معاویه قیام می نمود و اینچنین تنش آماج تیر مردم زمانه نمی گردید. مردم زمانه ای که باطل برایشان حق شده بود. برای حسین (ع) خون می گرییم، چرا که او و یاران باوفایش را انبوهی از پیمان شکنان کوفه با لب تشنه سر از بدنشان جدا کردند، پیمان شکنانی که شکمهاشان از حرام پرشده و حرص مال دنیا بصیرت را از آنان گرفته بود و ... و حال تو هستی امام زمانه و ما مردم زمانه مردمی که شده ایم اهل ریا و تزویر،اهل نفاق و اهل همه کار،نمازو طاعتمان برای خدا نیست،اخلاص ز کارمان رخت بر بسته است، تظاهر به دین رنگ رویمان گشته، پولها ،زرها و زرق و برقها ما را فریفته است، روزیها ز حرام بدست می آید، خود را مبری از دروغ و تهمت و افترا می دانیم حال آنکه دروغ حرف همراهی مان گشته،سخره گرفتن دیگران طنزمان شده، غیبت ورد زبانهامان گشته و از تهمت و افترا باکی نداریم، و خلاصه ای مولاجان گناه به دورمان حلقه زده و در منجلاب آن دست و پا میزنیم اینها نشانه هایی است از ما مردم زمانه تو اینها همه جای تو را در قلبمان گرفته قلبی که مالامال از گناه شد هرگز نور تو را نخواهد دید هرگز صدای تو را نخواهد شنید و این است که تو تنها مانده ای تنهاتر از پدران خود و سلام بر تو ای مولای تنها
+ نوشته شده توسط سید جواد در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 و ساعت 12:23 |


