تبليغاتX
نسیم وصل
 

 


 

 


 

استکبار ستیزی از آرمانهای بنیانگذار كبیر انقلاب اسلامی بوده  و ایشان همواره بر لزوم مبارزه با استكبار جهانی تاكید داشتند و آمریکا را بعنوان پرچمدار استكبار می‌دانستند؛

در اوایل انقلاب كه برخی‌ از جریان‌های سیاسی با طرح شعار‌های انحرافی درصدد حذف شعار مرگ بر آمریكا بودند ایشان هوشمندانه در برابر این جریان ایستادگی نمودند و فرمودند:

نباید ما فراموش كنیم كه در جنگ با آمریكا هستیم. ما در جنگ با آمریكا و تفاله های آمریكا (هستیم)، این تفاله هایی كه قالب زدند خودشان را و ما غفلت كردیم، الان هم هستند. باید هر یك از اینها را شناسایی كنید و به دادگاهها معرفی كنید، ننشینید كه باز یك جایی را آتش بزنند. اینها می خواهند خرابی كنند كار ندارند به این كه كی كشته بشود وكی از بین برود، دشمنی خصوصی هم با هیچ كدام ندارند.

پای نطق و سخنرانی یك نفر آدمی كه با آنها دوست است كف می زنند و سوت می كشند و آمریكا را از یاد می برند. خط این بود كه اصلا آمریكا منسی بشود. یك دسته شوروی را طرح می كردند تا امریكا منسی بشود، یك دسته "الله اكبر " را كنار می گذاشتند، سوت می زدند و كف می زدند آن هم روز عاشورا. خط این بود كه این قضیه مرگ بر امریكا منسی بشود..." (صحیفه امام ج 15 ص29)

+ نوشته شده توسط سید جواد در شنبه شانزدهم آبان 1388 و ساعت 23:19 |

در تابستان شما را بخوانم، گوئید، هوا سخت گرم است، مهلتی ده تا گرما کمتر شود. اگر در زمستان فرمان دهم، گوئید: سخت سرد است مهلتی ده تا سرما از بلاد ما دور شود. شما که از گرما و سرما چنین می گریزید با شمشیر آخته کجا می ستیزید؟


ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط سید جواد در شنبه نهم آبان 1388 و ساعت 17:40 |

مولاي من! تو را امام غريب مي‌نامند، مي‌دانم بد ميزباني بودند و در مهمان‌نوازي وفا نكردند.
مولاي من! بعد از گذشت روزگار، حال تو ميزبان ما هستي؛ تو ميزبان گريه‌ها و نيازها؛ غم‌ها و دلتنگي‌هاي ما هستي.
تو كه غريبي را احساس كرده‌اي! حال غريبه‌ها به آستان كرم تو چشم دوخته‌اند و به دستان پر مهرت توسل كرده‌اند.
مولاي من! مي‌خواهم از زائراني بگويم كه جاده به جاده و شهر به شهر گذشته‌اند تا نفسي مهمان شوند و از مي عشق تو بنوشند.
مولاي من! مي‌خواهم از سنگفرش آستان مقدّست بگويم كه سجده‌گاه قدوم مهمانانت شده است؛ از كبوتران عاشقي كه گرداگرد حرم پاك تو مي‌چرخند و تو را طواف مي‌كنند؛ از نسيم بگويم كه بيرق گنبدت را بوسه‌باران مي‌كند و عطر دلرباي تو و اشك تمناي زائرانت را به اوج افلاك مي‌برد.
مولاي من! مي‌خواهم از آسمان بگويم كه هر روز نه، هر ساعت نه، هر لحظه و ثانيه از تو جان مي‌گيرد و در پيشگاه شكوه تو جان مي‌دهد.
اي آفتاب مهرباني! مي‌خواهم از خورشيد بگويم كه هر طلوع با انوار خود به پنجره فولاد تو چنگ مي‌زند و از ضريح تو نور مي‌گيرد.
اي حجت خدا! خوش به حال جاده كه از قدوم زائرانت بغض تنهايي خود را مي‌شكند و خاك پايشان را به سينه زخم‌آلود خود مي‌زند كه عمري است از طواف تو جا مانده است.
خوش به حال رواق‌ها، درها و ديوارهايي كه از نفس مهمانانت پَِر مي‌گيرند و به ضريح پاك تو مي‌رسند.خوش به حال مناره‌ها وكاشي‌ها!
حال در آستانه سالروز طلوع جاودانه تو اي شمس‌الشموس، از راه دور به ميعادگاه عاشقي تو چشم دوخته‌ايم تا از جام كرامتت جرعه‌اي بنوشيم.
ما را بي‌نصيب مگردان!                                                           لینک منبع


 

+ نوشته شده توسط سید جواد در چهارشنبه ششم آبان 1388 و ساعت 13:45 |